سکته مغزی شایع ترین اختلال نورولوژیک و دومین علت مرگ و میر و ناتوانی در سراسر جهان است که با بروز عوارض جسمی _ حرکتی ، ذهنی و گفتاری برای فرد همراه است. سکته مغزی، یک اختلال ناگهانی عصبی است که در اثر اختلال خونرسانی به ناحیهای از مغز رخ میدهد. به عبارت سادهتر، زمانی که خونرسانی به بخشی از مغز قطع یا به شدت کاهش یابد، سلولهای مغزی در آن ناحیه از اکسیژن و مواد مغذی محروم شده و شروع به مرگ میکنند. این مرگ سلولی میتواند منجر به ناتوانیهای دائمی، از دست دادن عملکردهای حیاتی و حتی مرگ شود. کاردرمانی سکته مغزی در شرق تهران به بهبود مشکلات جسمی_حرکتی از جمله ناتوانی در حرکت و حفظ تعادل کمک می کند.
سکته های مغزی به طور کلی به دو دسته تقسیم میشوند:
- سکته ایسکمیک: این نوع سکته شایعتر است و زمانی رخ میدهد که یک لخته خون یا تکهای از ماده دیگر، یک رگ خونی را در مغز مسدود کند و مانع از رسیدن خون به بخشی از مغز شود.
- سکته هموراژیک: این نوع سکته زمانی رخ میدهد که یک رگ خونی در مغز پاره شده و خونریزی ایجاد کند. خونریزی میتواند به بافت مغز آسیب برساند و فشار روی آن را افزایش دهد.
علائم سکته مغزی به سرعت و به طور ناگهانی ظاهر میشوند و ممکن است شامل موارد زیر باشند:
- ضعف یا بیحسی ناگهانی در یک طرف بدن: این ضعف ممکن است در صورت، دست یا پا احساس شود.
- مشکل در تکلم یا درک گفتار: ممکن است فرد نتواند کلمات را به درستی بیان کند یا معنای کلمات را درک کند.
- اختلال بینایی ناگهانی: تاری دید، دوبینی یا از دست دادن کامل بینایی در یک یا هر دو چشم.
- سرگیجه یا از دست دادن تعادل: احساس سرگیجه یا ناتوانی در حفظ تعادل.
- سردرد شدید و ناگهانی: سردردی که بدون دلیل مشخص و بسیار شدید باشد.
علل و عوامل خطر
علل سکته مغزی متنوع هستند و میتوانند شامل موارد زیر باشند:
تصلب شرایین: تجمع پلاکهای چربی در دیواره رگهای خونی، یکی از شایعترین علل سکته ایسکمیک است.
لخته شدن خون: تشکیل لخته خون در قلب یا سایر قسمتهای بدن و حرکت آن به سمت مغز میتواند باعث انسداد رگهای مغزی شود.
پارگی رگهای خونی: فشار خون بالا، ضربه به سر، آنوریسم مغزی و اختلالات انعقادی خون از جمله عوامل خطر پارگی رگهای خونی هستند.
عوامل خطر دیگر: سن بالا، سابقه خانوادگی ، دیابت، فشار خون بالا، کلسترول بالا، سیگار کشیدن، چاقی، فیبریلاسیون دهلیزی و استفاده از برخی داروها از جمله عوامل خطر سکته مغزی هستند.
درمان سکته مغزی
درمان به نوع سکته و شدت آن بستگی دارد. هدف از درمان، محدود کردن آسیب مغزی، کاهش عوارض و بهبود عملکرد فرد است. درمانهای ممکن شامل موارد زیر هستند:
درمان دارویی: داروهایی برای انحلال لخته خون، کاهش فشار خون، کنترل خونریزی و جلوگیری از تشنج تجویز میشوند.
جراحی: در برخی موارد، جراحی برای برداشتن لخته خون، کنترل خونریزی یا ترمیم رگهای آسیب دیده انجام میشود.
توانبخشی: توانبخشی شامل فیزیوتراپی، کاردرمانی و گفتاردرمانی برای بهبود عملکردهای از دست رفته است.توانبخشی پس از این عارضه مغزی نقش مهمی در کاهش عوارض ایجاد شده برای بیمار دارد ، هدف از برنامه توانبخشی بهبود وضعیت بیمار و کمک به افزایش استقلال وی در انجام کارهای شخصی است. گفتاردرمانی در درمان مشکلات مرتبط با گفتار و تکلم صحیح و همچنین بلع غذا که از عوارض شایع هستند کمک می کند. فیزیوتراپی سکته مغزی در منزل نیز برای بهبود شرایط مبتلایان از اهمیت زیادی برخوردار است.
کاردرمانی سکته مغزی
کاردرمانی پس از سکته مغزی نقش بسیار مهمی در بهبود کیفیت زندگی فرد ایفا میکند. این روش درمانی به بیمار کمک میکند تا حداکثر استقلال خود را بازیافته و به فعالیتهای روزمره زندگی بازگردد.
چرا کاردرمانی برای بیماران سکته مغزی اهمیت دارد؟
بهبود عملکردهای حرکتی: سکته مغزی اغلب منجر به ضعف و از دست دادن کنترل عضلات میشود. کاردرمانی با استفاده از تمرینات خاص، به تقویت عضلات، بهبود هماهنگی و بازیابی حرکت کمک میکند.
افزایش استقلال: یکی از مهمترین اهداف کاردرمانی، افزایش استقلال بیمار است. کاردرمانگران به بیمار آموزش میدهند تا فعالیتهای روزمره مانند لباس پوشیدن، غذا خوردن، حمام کردن و انجام کارهای خانه را به تنهایی انجام دهد.
بهبود عملکردهای شناختی: سکته مغزی ممکن است بر حافظه، توجه، تمرکز و حل مسئله تأثیر بگذارد. کاردرمانگران با استفاده از تمرینات شناختی، به بهبود این عملکردها کمک میکنند.
کاهش علائم افسردگی و اضطراب: سکته مغزی میتواند منجر به افسردگی و اضطراب شود. کاردرمانی با فراهم کردن فرصتهای اجتماعی و فعالیتهای لذتبخش، به کاهش این علائم کمک میکند.
پیشگیری از عوارض ثانویه: کاردرمانی به پیشگیری از عوارض ثانویه مانند گرفتگی عضلات، زخم بستر و مشکلات مفصلی کمک میکند.
افزایش کیفیت زندگی: با بهبود عملکردهای فیزیکی، شناختی و اجتماعی، کیفیت زندگی بیمار به طور قابل توجهی بهبود مییابد.
چه مواردی در کاردرمانی سکته مغزی مورد توجه قرار میگیرد؟
ارزیابی جامع: کاردرمانگر با انجام ارزیابی جامع، تواناییها و محدودیتهای بیمار را شناسایی میکند.
تعیین اهداف درمانی: اهداف درمانی با توجه به شرایط بیمار و نیازهای او تعیین میشوند.
طراحی برنامه درمانی فردی: برنامه درمانی برای هر بیمار به صورت جداگانه و با توجه به اهداف درمانی طراحی میشود.
آموزش بیمار و خانواده: کاردرمانگر به بیمار و خانواده او آموزش میدهد تا تمرینات را در منزل انجام دهند و در فعالیتهای روزمره به بیمار کمک کنند.
تغییر محیط: در صورت نیاز، کاردرمانگر تغییراتی در محیط زندگی بیمار ایجاد میکند تا انجام فعالیتهای روزمره برای او آسانتر شود.
روشهای پیشگیری
با کنترل عوامل خطر، میتوان خطر ابتلا به سکته مغزی را به طور قابل توجهی کاهش داد. برخی از مهمترین راهکارهای پیشگیری عبارتند از:
کنترل فشار خون: با مصرف داروهای تجویزی و تغییر سبک زندگی
کنترل قند خون: با رعایت رژیم غذایی مناسب و مصرف داروهای تجویزی
کنترل کلسترول: با تغییر رژیم غذایی و مصرف داروهای تجویزی
ورزش منظم: حداقل ۳۰ دقیقه فعالیت بدنی متوسط در اکثر روزهای هفته
تغذیه سالم: مصرف میوهها، سبزیجات، غلات کامل و کاهش مصرف نمک و چربیهای اشباع
ترک سیگار: سیگار کشیدن یکی از مهمترین عوامل خطر است.
تاثیر سکته مغزی بر مغز و گفتار
بسته به محل و شدت آسیب مغزی، سکته میتواند بخشهایی از مغز که مسئول گفتار، درک زبان و کنترل حرکات دهان هستند را تحت تاثیر قرار دهد. آسیب به ناحیه بروکا (Broca) منجر به مشکلات در بیان کلمات، و آسیب به ناحیه ورنیکه (Wernicke) باعث اختلال در درک زبان میشود.
از جمله مشکلات گفتاری ناشی از سکته میتوان به:
- کاهش وضوح گفتار
- دشواری در انتخاب کلمات
- ناتوانی در درک صحبت دیگران
- مشکل در کنترل تنفس و صدا
اشاره کرد. این مشکلات میتوانند منجر به کاهش اعتماد به نفس بیمار شده و او را از تعامل با اطرافیان دور کند. به همین دلیل، شروع سریع گفتاردرمانی پس از سکته مغزی یک گام اساسی در روند توانبخشی و بازگشت بیمار به زندگی روزمره است.
مشکلات گفتاری
آفازی (Aphasia)
آفازی یکی از رایجترین مشکلات گفتاری پس از سکته مغزی است که شامل اختلال در درک و بیان زبان، نام بردن اشیاء و استفاده صحیح از کلمات میشود. افراد مبتلا به آفازی ممکن است:
- نتوانند نام اشیاء را به یاد بیاورند.
- جملات کوتاه یا ناقص بیان کنند.
- کلمات نامرتبط به جای کلمات صحیح بیان کنند.
- در درک دستورات یا صحبتهای دیگران مشکل داشته باشند.
آفازی انواع مختلفی دارد (مانند آفازی بروکا، ورنیکه و…) و شدت آن بسته به ناحیه آسیب مغز متفاوت است.
دیزآرتری (Dysarthria)
در دیزآرتری، بیمار قادر به فکر کردن و ساخت جمله است اما به دلیل ضعف یا فلج عضلات گفتاری، گفتار او نامفهوم، آهسته یا همراه با تغییرات صدا میشود. این مشکل به دلیل آسیب به نواحی کنترل حرکات ماهیچههای دهان، زبان و تارهای صوتی رخ میدهد. افراد مبتلا به دیزآرتری اغلب نیاز به تمرینات تقویتی برای بهبود وضوح گفتار دارند.
آپراکسی گفتاری
آپراکسی گفتاری ناشی از اختلال در برنامهریزی حرکات لازم برای تولید گفتار است. بیمار میداند چه میخواهد بگوید اما مغز او نمیتواند حرکات صحیح دهان و زبان را به ترتیب صحیح هدایت کند. این اختلال باعث مکثهای طولانی، تلاش زیاد برای بیان کلمات و تغییرات در تولید یک کلمه در تلاشهای مکرر میشود.
گفتاردرمانی پس از سکته مغزی
گفتاردرمانی پس از سکته مغزی، فرایندی درمانی است که توسط گفتاردرمانگران برای کمک به بازگشت تواناییهای گفتاری، زبانی و بلع بیمار انجام میشود. اهداف گفتاردرمانی عبارتند از:
- بازگرداندن توانایی برقراری ارتباط موثر
- تقویت عضلات گفتاری
- کمک به درک و پردازش زبان
- آموزش روشهای جایگزین برای ارتباط در صورت نیاز
گفتاردرمانی علاوه بر بازگرداندن توانایی ارتباط، به بهبود کیفیت زندگی بیمار کمک کرده و از انزوای اجتماعی او جلوگیری میکند.
زمان مناسب شروع گفتاردرمانی
هرچه گفتاردرمانی زودتر پس از سکته مغزی آغاز شود، نتایج بهتری به همراه خواهد داشت. اغلب، گفتاردرمانی از چند روز پس از تثبیت شرایط پزشکی بیمار آغاز شده و با برنامههای فشرده در بیمارستان، کلینیک و در خانه ادامه مییابد.
شروع زودهنگام باعث تحریک مسیرهای عصبی و تسریع بازسازی مغزی میشود. حتی اگر بیمار بهبود آهستهای داشته باشد، تمرینات مداوم میتواند مسیرهای جدیدی در مغز ایجاد کند و مهارتهای گفتاری را بازگرداند.
اهداف گفتاردرمانی در بیماران سکته مغزی
بازگرداندن توانایی بیان و درک
هدف اصلی گفتاردرمانی پس از سکته مغزی این است که بیمار بتواند مجدداً حرف بزند و صحبت دیگران را درک کند. تمرینات گفتاری به بیمار کمک میکنند:
- واژگان را به یاد بیاورد.
- جملات ساده و سپس پیچیده بیان کند.
- در مکالمات کوتاه و طولانی شرکت کند.
- دستورات ساده و پیچیده را درک کند.
بهبود وضوح گفتار
برای بیماران مبتلا به دیزآرتری، تمرکز گفتاردرمانگر بر تقویت عضلات دهان و زبان و بهبود وضوح و روانی گفتار است. بیمار یاد میگیرد:
- تنفس و گفتار خود را هماهنگ کند.
- صدای خود را تقویت کند.
- واضحتر و آهستهتر صحبت کند.
تقویت مهارتهای ارتباطی جایگزین
در مواردی که آسیب شدید است و توانایی گفتار به کندی باز میگردد، گفتاردرمانگر از روشهای جایگزین ارتباطی (AAC) مانند:
- استفاده از حرکات دست و اشاره،
- تابلوهای حروف و کلمات،
- نرمافزارها و اپلیکیشنهای کمک ارتباطی
استفاده میکند تا بیمار بتواند نیازهای خود را بیان کند و از انزوای اجتماعی جلوگیری شود.
کلمات مرتبط :
گفتاردرمانی در شرق تهران – کاردرمانی در شرق تهران




